مصاحبه با جی کنراد لوینسون

این هم هدیه دیگری به شما مخاطبین خوب من.این بار نوبت جی کنراد لوینسون بود تا این لطف را به من بکند و به تعدادی از سئوالات شما دوستان پاسخ دهد. امیدوارم که این مصاحبه بتوان برای بازاریابی چریکی کسب در‌آمد اینترنتی شما مفید باشد:


من – خوب سلام آقای لوینسون. ممنونم که این وقت رو به من دادید.بی شک افتخار بزرگی برای من هست که مصاحبه ائی از شما را در پایگاهم داشته باشم. مطالبی که مایلم با شما مرور کنم مطالبی هستند که خیلی پیشتر به عنوان شاگرد از شما آموخته‌ام اما مخاطبین من بطور مرتب این مباحث را با من مطرح می‌کنند و بهترین مرجع برای ایشان خود شما هستید. البته این مطالب مطمئناً برای خود من هم بسیار آموزنده خواهند بود. من همیشه گفته‌ام که این خصوصیات شماست که این توانائی را دارید که هربار یک مطلب خاص را عنوان می‌کنید ، چیز جدیدی برای یادگرفتن در آن وجود دارد.

لوینسون – سلام هادی ، من هم متشکرم که برای من وقت گذاشتید. شما درباره من خیلی مبالغه می کنید. مطمئناً خود من هم هنوز در پروسه آموزش هستم و این مسیری برای پایان نیست. امیدوارم این ، زمان مفیدی برای شما باشد.

من – اجازه بدید با هم بریم به سراغ لیست بلند سئوالات من: اولین سئوال من درباره آنچیزی است که شما در مقالات و سخنرانی هایتان از آن صحبت می کنید: روح بازاریابی چریکی. به نظر شما یک بازاریاب چریک ماهیتاً باید چگونه آدمی باشد. منظورم این است که این یک پروژه برای افراد خاصی است یا هر کسی می‌تواند یک بازاریاب چریک باشد.

لوینسون – مسلماً در علم آنچیزی که در شرایط مساوی می تواند نتیجه‌های مساوی به بار بیاورد را اصل می شمارند. این مطلب شامل شرایط نوآوری ها هم می شود. امروز دیگر همه می‌دانند که بازاریابی هم یک علم است و اصول و پایه ائی دارد که بر مبنای آن می‌توان این علم را به پیش برد. مسأله دقیقاً همین جاست که هر کسی می‌تواند برای باز نمودن بازار هدف خود علم بازاریابی چریکی را به کار ببندد.

من – و درباره روح بازاریابی؟

لوینسون – ایده من درباره بازاریابی چریکی صحبت از نوعی شیوه حرکتی در بیزنس نیست. صحبت من درباره گونه ائی زندگی به سبک و شیوه خاص است. مهمترین نکته این‌گونه از زندگی خوب دیدن و تمرکز داشتن بروی وقایعی است که در محیط اطراف ما بطور روزمره اتفاق می افتند. روح بازاریابی چریکی را شاید بتوان به زندگی یک بازاریاب چریک مربوط دانست. یک بازاریاب چریک برای موفقیت باید همانند یک بازاریاب چریک زندگی کند. درست همانند پارتیزان ها که برای موفقیت ناچار از زندگی پارتیزانی هستند.

من – خوب در کسب و کار معمولاً یک شیوه کاری خاص برای یک طیف خاص برنامه‌ریزی می کند. بازاریابی چریکی برای چه طیفی برنامه دارد؟

لوینسون – در ابتدای پیدایش این ایده می‌شد گفت که این استایل خاص بازاریابی برای شرکت های کوچک و مؤسسات با در‌آمد پایین طراحی گردید تا بتوانند در دنیای ابر غول‌های تجاری سهم مناسب خود را از رقابت داشته باشند اما امروز بازاریابی چریکی دیگر محدود به آن حیطه خاص نیست و بسیاری از شرکت های بزرگ هم از این استایل بخوبی استفاده می کنند. نو آوری سالاری در این سبک بازاریابی ، بخوبی از مرزهای محدودیت عبور می کند.

من – آقای لوینسون ، حیطه کاری من و مخاطبانم محیط اینترنت است. شما خودتان با عنوان پر افتخار پدر بازاریابی چریکی امروز برای شرکت های بزرگی که بعضی از آن‌ها میدان فعالیتشان کاملاً در اینترنت منحصر می شود ، فعالیت می کنید. برای مثال به نظر شما آیا این عرصه جایگاهی برای فعالیت افرادی مانند من که به درک و توانائی شما از بازاریابی پارتیزانی نرسیده‌ایم را از بین نبرده؟ به بیان بهتر آیا با وجود بهره بردن از امکانات بیشتر و متخصصین تواناتر از طرف شرکت های غول سان آیا زمین برای فعالیت شرکت های کوچکتر هنوز وجود دارد؟

لوینسون – شما با نظر من درباره اینترنت از سالها پیش کاملاً آشنا هستید. من باور دارم که این میدانی برای بسیاری از فعالیت هاست که هرگز پایانی برای آن‌ها متصور نیستم. از طرف دیگر مبنای بازاریابی چریکی بر استفاده بیشتر از کمترین امکانات است. من همیشه مثالی برای دانشجویان می‌زنم که بارها آنرا از من شنیده اید: در یک میدان جنگ بین دو دشمن لشگر های منظم همیشه امکانات و لجستیک بیشتر و بهتری از گروه‌های کوچک پارتیزان دارند اما این به هیچ وجه دلیل پیروزی قاطع لشگرهای منظم نیست. یک چریک این را به اینصورت می نگرد که اتفاقاً همراه داشتن تجهیزات زیاد به غیر از داشتن امکانات زیاد محدودیت‌های خاص خود را هم دارد. مثلاً سرعت حرکت یک لشگر منظم در جابجائی ها بسیار از سرعت یک گروه پارتیزان کمتر است و یا خط حمله یک لشگر منظم محدود به فاصله خاصی از لجستیک و توپخانه آن است اما این‌ها دقیقاً مزایای یک گروه پارتیزانی است. به همان میزان که قدرت مالی و امکانات یک شرکت در هر زمینه ائی از فعالیت بیشتر می‌شود ، همزمان محدودیت‌های خاص خود را هم پیدا می‌کند که دقیقاً همان نقطه ضعفی از شرکت های غول سان است که می‌تواند مسیر را برای شرکت های کوچک باز نماید.

من – می‌شود یک مثال ملموس در این زمینه داشته باشید؟

لوینسون – بسیار ساده است: یک شرکت بزرگ سیاست‌های کاری خاصی را دنبال می‌کند که بسادگی نمی‌توان آن‌ها را با تغییرات بازار انعطاف دهد ولی تغییر سریع همیشه از امتیازها شرکتهای کوچک است. اگر شما مدیر یک شرکت کوچک باشید و صبح که سر کار می‌روید متوجه تأثیر رکود اقتصادی بر بازار هدفتان شوید ، در کمتر از چند ساعت سیاست‌های کاری خود را با وضع جدید تطبیق می‌دهید و طبق تعاریف جدید حرکت می کنید ولی همین مساله برای یک شرکت بزرگ به ماه ها زمان نیاز دارد تا حدی که بسیاری از آن‌ها ترجیح می‌دهند بجای اعمال تغییر وارد رکود شوند تا زمان آن‌ها را مجدداً از رکود خارج کند. هزینه‌ها برای آن‌ها در بعضی مواقع بسیار سرسام آور خواهد شد.

من – یکی از سئوالاتی که من مکرراً به آن پاسخ می‌دهم و به نظر می‌رسد که مخاطبین را قانع نمی‌کند این مطلب است: یک کمپین بازاریابی را وقتی یک نفر هستیم چگونه راه بیاندازیم؟ مخاطبین من بروی تعداد نفرات و تقسیم‌بندی کاری خاص شما متمرکز هستند.

لوینسون – کار را باید اینگونه ببینید که طراحی شده برای یک نفر یا تعداد معدودی از نفرات و نه یک شرکت بزرگ با چند صد نفر کارمند. این باید نگرش به بازاریابی چریکی باشد. یک کمپین باید تقسیم وظایف – به معنای جداسازی وظایف – و مشخص بودن کارهای اجرائی را به تفکیک و واضح داشته باشد ، حتی اگر مجری آن فقط یکنفر باشد. بسیاری از مواقع شما با مقدار اندکی هزینه می‌توانید افرادی را برای منظورهائی خاص استخدام نمایید و با کمک آن‌ها بازدهی خود را چند ده برابر نمایید. به هر جهت بدون صرف هیچ هزینه ائی نمی‌توانید انتظار بازده مناسبی را هم داشته باشید.

من - خوب آقای لوینسون خیلی از لطفی که به من نمودید از شما سپاسگزارم. من همیشه قدردان مَحبت های شما بوده و هستم.

لوینسون – من هم از شما بخاطر سئوالات خوبتان سپاسگزارم.

تلاش می‌کنم تا فایل صوتی این مصاحبه را هم برای دانلود در اختیارتان قرار دهم. برخی مباحث مربوط به مسائل شخصی من و حیطه کاری شخصی خودم هستند که لازم است تا مقداری فایل صوتی را هم ویرایش کنم (در متن هم آن‌ها را حذف نموده ام).

بخاطر داشته باشید که هوشمندانه بازاریابی نمایید نه احساسی!

از اینکه خواننده خوب مطالب من هستید از شما سپاسگزارم

با انتقاد از من در مفیدتر شدن مطالب مطابق با خواست ها و نیاز خودتان ، سهیم باشید!

Related posts:

  1. بازهم جی کنراد لوینسون ، من و کسب در‌آمد اینترنتی
  2. پنج نکته ائی که از جی کنراد لوینسون آموختم
۲ نظر در “مصاحبه با جی کنراد لوینسون”
رضا در تاریخ اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۹ ساعت ۱:۴۲ ب.ظ

اینو خدائی پسندیدم. احتمالا شما اولین ایرانی هستید که لوینسون توی تمام عمرش دیده! ولی کار قشنگیه. از این دست نوشته بیشتر داشته باشین تم خسته کننده سایتتون رفع نی شه. دستتون درد نکنه و خسته نباشید

admin در تاریخ اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۹ ب.ظ

از نظر شما سپاسگزارم.
تم بلاگ خسته کنندست؟ دوستان دیگر هم نظر بدن تعییرش می دم

اضافه کردن نظر