بازاریابی چریکی (پارتیزانی) در دنیای واقعی
نویسنده admin, در موضوع بازاریابیپیشتر با هم به این نتیجه رسیدیم که کسب درآمد اینترنتی یعنی بازاریابی موفق و چه کسی بهتر از لوینسون که به پدر بازاریابی چریکی معروف است برای اینکه ما چیزی از وی بیاموزیم. لطفاً اگر صدایتان درآمد که با هم از جی کنراد لوینسون ، بازگردید و مطالب قبلی بخش بازاریابی را با دقت بیشتری بخوانید. از این مرحله به بعد به ناچار وارد بحث هائی اندکی تخصصی تر درباره بازاریابی چریکی خواهیم شد و درک مطالب قبلی برای اینکار اهمیت زیادی دارد. مطلب امروز ده گانه ائی چریکی هدیه شده به شما خواننده خوب من از طرف جی کنراد لوینسون است که واقعاً نیاز به تعمق دارد. بیایید با هم بیشتر با یک بازاریاب پارتیزان آشنا شویم:
اگر شما نتوانید خود را با واقعیت های محیط اطراف هماهنگ نمایید ، بازاریابی چیزی بجز اتلاف وقت نیست. واقعیات محیطی چیزهائی که ما میخواهیم باشند یا چیزهائی که ما انتظار داریم باشند نیستند.در عوض حقیقت همه آن چیزی است بدون هیچ قضاوتی از طرف ما وجود دارد. برای بسیاری از بازاریاب ها این چالش بزرگی است اما برای یک بازاریاب چریک فرصت مغتنمی است برای بالا کشیدن خود و رسیدن به سطح رقبا.
واقعیت برای یک بازاریاب تحقق دورنماهائیست که با بازاریابی پیوسته ، هدایای باارزش ، سرعت ، ظرافت حرکت بینظیر و کالاها یا خدمات نوین آنرا بمباران می کند. یک چریک اینرا میداند که در یک محیط خلاء در حال بازاریابی نیست ، بلکه در فضائی مملو از فاکتورهائی است که خارج از برنامهریزی های وی ، بروی نتایج آنچه رخ میدهد تأثیر می گذارند.
یک بازاریاب چریک بخوبی از ماهیت توان بینظیر تکنولوژی در جذب سلیقه های مخاطبین و مصرف کنندگان آگاه است. وی میداند که اگر نتواند خود را نگاه دارد به پایین دستها سقوط خواهد نمود. وی میداند که اگر از درستترین تکنولوژی که امکان ارائه بهترین خدمات و کالاها را به وی میدهد استفاده ننماید لاجرم رقبا از این تکنولوژی برای جذب تک تک مشتری هایش استفاده خواهند نمود.
بازایاب چریک کاملاً به ارزش و گرانبهائی زمان آگاه است و همه کار برای از دست ندادن آن انجام می دهد. وی کاملاً به ارجیحت بندی دورنماهای خود واقف است.غالب مواقع اولین اولویت یک بازاریاب چریک در بازاریابیش بدست آوردن منافع از حرکتهای ضربتی اش خواهد بود اما لزوماً این همیشه مواقع اولین اولویت نیست. این دلیل این نکته است که وی بطور مداوم همه تلاش خود را در یادگیری آنچه برای دورنماهایش و مشتریانش مهم است و آنچه مهم نیست ، می نمایند.
دنیای واقعی برای یک بازاریاب چریک دارای ده فاکتور مهم برای بررسی است:
اول – واقعیت این است که برای درک این مطلب که کدام تکنیک چریکی باید به اجرا دراید ،وضعیت اقتصادی باید بطور مداوم بررسی شود.در یک وضعیت اقتصادی ضعیف یک بازاریاب چریک بیشترین توان خود را صرف گفتگو با مخاطبین برای بیان دورنماها میکند و دیوانه وار در راستای جمع آوری رفرال و پیگیری موضوع کار خود حرکت می نماید.
۲ – همچنین واقعیت این است که میدان فعالیت رقبا هم بخشی از محیط رقابت است ، زیرا هیچکس بهتر از رقبا که از قبل در آن مکان بودهاند درباره آن اطلاعات ندارند و یک بازاریاب چریک از این اطلاعات برای حرکت اشتغال خود استفاده می کند. شما نمیتوانید رقبائی را که در حال تسخیر ذهن و قلب بخشی از مشتریان هستند را نادیده بگیرید.
۳ – آخرین تکنولوژی واقعیت است چرا که بازاریاب چریک را قادر میسازد تا ابزارهای بازاریابی جدیدتر و بهتری را تولید نماید تا بتواند بیشتر و بهتر پیامش را به مخاطبین خود برساند و بتواند به وسیله این کار هزینههای مادی و زمانی ناشی از ابزارهای قدیمی را جبران نماید.
۴ – خبرهای روز ، بخش فشرده بزرگی از واقعیت است. دورنمای یک بازاریاب چریک به اخبار وابسته است. وی وابسته به اخبار روز دورنمای خود را ترسیم می نماید. همیشه تا زمانی که چیزی را به مرحله اجرا میگذارید توانائی تغییر آنرا برای خود حفظ نمایید.
۵ – همچنین بودجه شما هم جزء واقعیت هاست چرا که شما باید با آن زندگی نمایید و آنرا تا آن حدی که امکان دارد بکشید. این بودجه بیشتر از هر شخص دیگری یک بازاریاب چریک را قادر میسازد تا بدون گرایش به گرانترین ها ،بیشترین فعالیت را داشته باشد.
۶ – واقعیت همچنین آشفتگی های گریزناپذیر ناشی از بازاریابی دیگران را هم شامل می شود. هزاران نامه تبلیغاتی مدیریت شده در هر روز ، افزایش تبحر رقبا در بازاریابی و … .
۷ – واقعیت این است که شما بدانید که دورنما بیشتر از نقشه های بازاریابی شما ، آن چیزی است که در ذهن مشتریان وجود دارد و چرا آنها باید هر آنچه را که شما می فروشید خریداری نمایند. بازاریاب چریک سیستم بازریابی خود را با این واقعیت تطبیق میدهد بدون اینکه از آن اجتناب نماید.
۸ – واقعیت توانائی شناخت تفاوت بین یک بازاریابی مشوق خرید و یک بازاریابی هوشمندانه است. بسیاری از بازاریاب ها تفاوت بین این دو را درک نمیکنند و غالباً آنها را با هم اشتباه می گیرند.
۹ – همچنین واقعیت یک نشان بی علاقه ائی ایستا در ذهن عموم است وقتی که به بازار می آیند. هر روز محصولات و خدمات زیادی برای بررسی به مخاطبین میرسد و شما میتوانید مطمئن باشید که قطعاً بازاریابی چریکی جزء هیچکدام از آنها نیست.
۱۰ – و در نهایت واقعیت شناخت ارزش پایبندی به یک نقشه است ، شکیبائی با یک نقشه و خودداری از تغییر. واقعیت درک کامل و واضح این مسأله است که بازاریابی چریکی یک رخداد نیست بلکه یک فرایند است.بازاریابی چریکی پروسه ایست که نیاز به زمان دارد. اگر شما مایل به دادن این زمان در کنار انرژی و پولتان به این پروسه نیستید ، در یک دنیای غیر واقعی زندگی می کنید. چریک ها در دنیای دورنماهایشان و مشتریانشان برای زنده ماندن مبارزه می کنند.
بسیاری از مردم که خودشان بازاریابی پایگاه کسب درامدی شان را به عهده گرفتهاند ، هنوز در لبه های تاریکی مشغول به عملیات هستند. آنها برای انجام تنها یک فروش تلاش میکنند بدون آنکه به دنبال جلب رضایت مخاطب برای بازاریابی فروشهای بعدی باشند. در شرایطی که من و شما میدانیم که این کار در طول خواب شبانه اتفاق نمیافتد ، آنها انتظار دارند که بازاریابی نتایج خود را بسرعت به آنها نشان دهد. نتایج درخشان فقط با یک بازاریابی درخشان اتفاق خواهند افتاد.
یکی از کلیدهای موفقیت در بازاریابی چریکی در این قرن یادگیری هر چیزی درباره همه چیز نیست ، بلکه یادگیری یک چیز بعد از چیز دیگر است. بهترین مکان برای یادگیری هم دنیای واقعی است : همین جا و همین حالا.
Related posts:





اضافه کردن نظر