بازاریابی چریکی به بازاریابی خلاق تغییر میکند
نویسنده admin, در موضوع بازاریابی
جی کنراد لوینسون ( Jay Conrad Levinson ) پدر بازاریابی چریکی در مبحث تغییر مسیر بازاریابی چریکی از بازاریابی سنتی بیان می کند: «تغییر مسیر بازاریابی چریکی از بازاریابی های سنتی و روشهای آنگونه بازاریابی ، درست از نقطه مشتری مداری آعاز می گردد». در همه مراجع بازاریابی میتوانید بخوانید که استراتژی بازاریابی شما باید حول محور مشتری مداری بچرخش دراید. این نقطه اشتراک بنوعی وجه تمایز بازاریابی چریکی از بازاریابی های سنتی نیز هست. در همه متدهای بازاریابی شما برای نماد و سمبل شدن در ذهن مشتریان تلاش میکنید ولی چگونگی این تلاش وجه تمایز بازاریابی چریکی از بازاریابی سنتی است.
بازاریابی چریکی نقشه راهی ساده ولی کاربردی برای این نماد شدن ارائه می دهد: داستانی تأثیر گذار خلق کنید که مخاطب کمپین بازاریابی شما را به حال و هوای محصولات شما وارد نماید. خلق داستان برای بازاریابی چریکی درست همانند سناریو نویسی برای فیلم و نمایش است. مخاطب شما کدام وجه اشتراک را با سمبل شما دارد که در آن وجه تمایز ، خود را مایل به تهیه محصولات شما می بیند؟
بازاریابی های سنتی برای این کار در تبلیغاتشان از یک گوینده استفاده میکنند که مثلاً بیان میکند که «من اینجا هستم تا به شما بگویم از این کالا استفاده کردم و … منفعت برای من حاصل شد». یا در مواردی حرفه ائی تر تصویری از شخصی خندان با چهره ائی جذاب به تبلیغات خود اضافه می کنند. این دقیقاً اشتباهی است که در کمپین بازاریابی چریکی از آن پرهیز می گردد. بازاریابی چریکی چهرهها را تبدیل به برند نمیکند ، بلکه داستانها را به برند تبدیل می کند. آیا داستان «به شهر مالبورو بیایید» جی کنراد لوینسون را به خاطر دارید؟ یک داستان گیرا که بیانگر آنچیزی باشد که مشتری به آن علاقمند است ، نه کم نه زیاد. اگر لازم است الگوئی ارائه شود بهتر است با احتیاط بیشتر و حساسیت بالاتری بر روی چهرهها مانور نمود.
برای خلق داستان کمپین بازاریابی تان بصورت عملی لازم است تا از همه اشخاص درگیر در کمپین بازاریابی استفاده نمایید. به مکانی آرام و بدور از هیاهوی بازار بروید و گروه را بدور هم جمع نموده و با ایجاد شرایط کاملاً راحت ایشان را به تمرکز بروی آنچه میخواهید به عنوان داستان بازاریابی تان مطرح کنید ، ترغیب نمایید.
داستان بازاریابی چریکی شما باید جوابهای خوبی به سئوالاتی مانند اینکه « چه چیز ارائه میدهید» یا « چه کاری را مخاطب شما باید انجام دهد» یا « چرا مخاطب باید شما را انتخاب کند» بدهد و البته بخاطر داشته باشید که بعد از خلق آن باید بتوانید آنرا تا حد هفت یا هشت کلمه خلاصه نمایید. داستان بازاریابی چریکی ، داستان کلیله و دمنه نیست! داستانی است با خصوصیت قرار گیری در قلب یک کمپین بازاریابی چریکی. جائی که خلاصه گویی و ایجاز سر لوحه بازاریابی ما خواهد بود.
بعد از خلق و ویرایش داستان و طراحی صحنههای آن نوبت آن خواهد رسید که تمام تمرکز کمپین بازاریابی تان را بروی این داستان معطوف نمایید. شما از آن پس هیچ موردی را به استراتژی بازاریابی چریکی خود اضافه نمی نمایید مگر در روند این داستان قرار داشته باشد.
به این داستان متعهد باشید و آنرا در همه ابزارهای بازاریابی چریکی تان بکار ببرید. در بیان آن هیچ محدودیتی اعمال نکنید. اجازه دهید تا داستان کمپین بازاریابی شما در ذهن مخاطبین بازاریابی تان رسوخ کند و دهان به دهان در بین ایشان بگردد. به اینگونه شما کاری را انجام میدهید که با بازاریابی های سنتی متفاوت است و به آن میگوییم بازاریابی چریکی
Related posts:





اضافه کردن نظر